خرید بک لینک

یحتمل شما هم نام گروه معتادان گمنام (NA) را شنیده باشید. اگر کنجکاوتر باشید شاید نام الکلیهای گمنام (AA) هم به گوشتان خورده باشد. شاید در جلسههای باز معتادان گمنام هم شرکت کرده باشید، شاید بدانید که جورج بوش هم اولش یکی از اعضای الکلیهای گمنام بوده است اما عمرا نام گروه پرخوران گـمنام (Overeaters Anonymous) پردهگوشتان را لرزانده باشد؛ لااقل در کشور ما احتمالا گمنامترین گروه گمنامان همین بر و بچ پرخورانگمنام (OA) باشند.

به گزارش صبحانه،من از هرچه ترازو در این دنیاست، رنجش دارم. زیاد جلوی آینه نمیروم و وقتی میروم خودم هم از بزرگی جسمم و از چاقی اندامم تعجب میکنم. گاهی از دیدن خودم در آینه ترس برم میدارد. هیچوقت نتوانستم لباسهایی را که دوست دارم، بپوشم. از وقتی یادم میآید بهترین صفتی که به من دادهاند «تپل» بوده و «خیکی» و «گامبو» و «چاقالو» صفتهای دیگری بوده که مثل نقل و نبات نثارم شده. مشتری پر و پا قرص سایزبزرگ فروشیها هستم و رستورانها، ساندویچ و پیتزا فروشیها، جیگرکیها، طباخیها، فلافلیها، بستنی فروشیها و قنادیها پاتوقهای همیشگیام هستند.

بارها و بارها رژیم گرفتم و لاغر شدم اما وسوسه خوردن رهایم نکرد؛ تابه خودم آمدم دیدم وزنم برگشته سرجای قبل و حتی بیشتر شده. تحت نظر پزشک متخصص، قرص چربیسوز خوردم. زیرنظر مربی، ورزش کردم اما آن کسی که هم رژیم دارد و هم نصفه شبها دور از چشم همه سر یخچال است، آن کسی که کشوی میز کارش پر از خوراکی است، آن کسی که معدهاش مملو از غذاست اما نمیتواند قاشق و چنگال را رها کند و... او من هستم. من فلانی هستم: یک پرخور!

با بر و بچ

* انزوا و سکته قریبالوقوع نتیجه پرخوری بیاختیار

خانم (ف) که از حدود 5 سال پیش با انجمن پرخوران گمنام آشنا شده است درباره بیماری پرخوری بیاختیار و تجربه حضورش در جلسات (OA) به «کسب وکار» میگوید: از همان بچگی پرخوری من شروع شد و وقتی اول راهنمایی بودم هیکلم از تمام همکلاسیها و حتی معلمها درشتتر بود. به خاطر بزرگی هیکل، زود شوهرم دادند و کودکیام را با خودم خانه شوهر بردم در حالی که از زندگی زناشویی چیزی بلد نبودم. همه ترسها، هیجانها، تنهاییها و سرخوردگیهایم را با آشپزی و خوردن برطرف میکردم. به هیچ مجلسی نمیرفتم چون واقعا از اینکه دائما به دیگران بگویم چرا با این وزن سنگین رژیم نمیگیرم خسته شده بودم. به علاوه هر چه میپوشیدم به تنم زار میزد. از دیدن خودم در آینه گریه میکردم اما هنوز اشکم خشک نشده قاشق توی دستم بود. دکترها به من گفتند: اگر وزن کم نکنی به زودی سکته میکنی و مفصلهایت هم در حال از بین رفتن است.

* با خود واقعیام آشتی کردم

در چنین اوضاع وخیمی بودم که با بیرغبتی و ناباوری به جلسات (OA) راه پیدا کردم. در اتاقی که جلسه برگزار میشد دنبال ترازو میگشتم اما ترازویی آنجا نبود! با حضور در جلسات متوجه شدم من از یک بیماری رنج میبرم که پرخوری عجیب و غریبم، عوارض آن بیماری است. با حضور مداوم در جلسات این انجمن بیش از 30 کیلو وزن کم کردم اما چیزی که اینجا پیدا کردم کاهش وزن نبود. من اینجا خودم را پیدا کردم؛ شخصیت واقعی خودم که سالها فکر میکردم به اندازه کافی خوب و دوستداشتنی نیست. من اینجا در کنار کسانی که همدرد من بودند و از پرخوری به عجز رسیده بودند، با خودم آشتی کردم.

* پیوند ناگسستنی من و قاشق!

آقای (م) که از 3 سال پیش، پایش به جلسات انجمن پرخوران گمنام باز شده است در گفتوگو با «کسب وکار»، مشکلش را اینطور توصیف میکند: سالهای سال از پرخوری و اضافه وزن رنج میبردم اما هرکس به من میگفت تو پرخوری، ازش میرنجیدم و فاصله میگرفتم. یا اینکه میخندیدم و میگفتم: تو به من میگی چاق؟ هنوز داداشمو ندیدی!

157 کیلو وزنم بود؛ زانو درد، کمر درد، قلب درد، معده درد و هزار تا درد دیگر امانم را بریده بود اما میگفتم مارلون براندو با 200 کیلو وزن راحت زندگی میکرد، چرا من نکنم؟! دیابت و کبد چرب و حتی یک سکته قلبی هم نتوانست پیوند من و قاشق را از هم جدا کند. 12 بار رفتم خواستگاری و هر بار جواب شنیدم: من و شما مثل فیل و فنجان هستیم!

* امید و تجربهات را با یک پرخور دیگر مشارکت کن

بارها در رژیم گرفتن شکست خورده بودم دنبال راه دیگری میگشتم که یک روانشناس، انجمن (OA) را به من معرفی کرد. (OA) زندگی مرا عوض کرد. اینجا یاد گرفتم که اگر دروغگو و ریاکار و طمعکار باشم برای آرام نگه داشتن خودم چارهای جز پرخوری ندارم. اینجا یاد گرفتم که اگر خدا را از زندگیام کنار بگذارم و خودم را محور همهچیز تلقی کنم، اضطراب و ترس مرا به خوردن وادار میکند. اینجا به من رژیم غذایی ندادند و پولی را هم که متخصصان تغذیه بابت ویزیت و دارو از من مطالبه میکردند اینجا از من نخواستند، فقط گفتند امید و تجربهات را با یک پرخور دیگر مشارکت کن تا او هم مثل تو از بیماریاش رها شود.

با بر و بچ

* انجمن پرخوران گمنام در ایران


بعد از موفقیت شگفتانگیز «معتادان گمنام» در ایران، بعید نبود که سر و کله گروههای مشابه هم پیدا شود؛ البته پرخوران گمنام در ایران گروه تازهکاری محسوب میشود و برخلاف معتادان گمنام- که در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ ایران شعبه دارد- انجمن پرخوران گمنام فقط در 17 شهر کشورمان شعبه دارد.

نخستین جلسه پرخوران گمنام در سال 1960 در آمریکا تشکیل شد. سه پرخور دور هم جمع شدند و با پیروی از برنامه دوازدهقدمی، نخستین جلسه پرخوران گمنام را برگزار کردند تا بتوانند به کمک هم مشکلشان را در زمینه غذاخوردن برطرف کنند. امروز هزاران نفر در سراسر دنیا برای مبارزه با پرخوری افراطی از همین روش استفاده میکنند.

پرخوران گمنام در ایران در حال حاضر، در شهرهای اصفهان، الیگودرز، اردکان، اهواز، بندرعباس، تهران، جهرم، خاتم، شاهرود، شیراز، قزوین، قم، کرج، منوجان، مشهد، نوشهر و یزد حسابی فعال هستند و هر روز جلسه برگزار میکنند. آنها برای اینکه شما را درمان کنند، پول مشخصی نمیگیرند.

در واقع تمام کارهای انجمن با پول اعضای خودش انجام میشود، حالا هر چه کرمتان باشد. برای اینکه عضو این گروهها شوید، باید اول بروید توی سایت ایرانی انجمن پرخوران گمنام به نشانی oair.ir و در بخش آدرسهایش بگردید و آدرس جلسههایی را که در شهرتان برگزار میشود، پیدا کنید یا اینکه با ایمیل با آنها ارتباط برقرار کنید. شرط ورود به انجمن این است که شما اقدام به ترک خوردن شکر و آرد کرده باشید، همین!

در جلسات پرخوران گمنام چه خبر است

شما در بدو ورود با اصطلاحات و سنتهای گروه آشنا میشوید. مثلا اینکه همه، آنجا شما را با نام کوچکتان میشناسند. برای اینکه زودتر خوب شوید، باید «مشارکت» کنید؛ یعنی اینکه از احساسات و آرزوها و مشکلاتتان در گروه حرف بزنید؛ دیگر اینکه به نخوردن ممنوعات انجمن مثل شکر و آرد هم میگویند «پاکی».

شما در جلسات انجمن، حرفهایی از این قبیل را میشنوید: «من - مهدی - 2 روز پاکی دارم»، «من - علی - 3 ماه پاکی دارم» و الی آخر. معمولا یک نفر در هر جلسه به عنوان گرداننده جلسه یا رهبر معرفی میشود که در واقع فقط مجری جلسه است.

شما باید از میان کسانی که از شما «پاک»تر هستند، یکی را به عنوان «یاور» انتخاب کنید تا راهنمایتان باشد و به شما کمک کند تا قدمهای دوازدهگانه را بردارید و با سنتهای دوازدهگانه آشنا شوید. کلا 2 نوع جلسه داریم؛ جلسات بسته که مخصوص اعضای گروه است و جلسات باز که دیگران هم میتوانند در آن شرکت کنند.

موسسان پرخوران گمنام معتقدند که پرخوری مشکلی است که خانواده اعضا را هم درگیر میکند؛ به همین خاطر جلساتی هم دارند که در آن خانوادههای افراد پرخور شرکت میکنند. سنتها و قدمهای دوازدهگانه را که بخوانید، بیشتر با حال و هوا و منش این انجمن آشنا میشوید.

قدمهای دوازدهگانه پرخوران گمنام

اول: ما پذیرفتیم که در مقابل پرخوری بیاختیار، ناتوانیم و زندگیمان غیرقابل کنترل شده بود.

دوم: به این باور رسیدهایم که نیروی برتر از ما میتواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.

سوم: تصمیم گرفتهایم که اراده و زندگیمان را به مراقبت خداوند بدان گونه که او را درک میکردیم، بسپاریم.

چهارم: یک ترازنامه اخلاقی جستوجوگرانه و بیباکانه از خودمان تهیه کردیم.

پنجم: چگونگی دقیق خطاهایمان را در مقابل خداوند، خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم.

ششم: کاملا آماده شدیم تا خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.

هفتم: فروتنانه از او خواستیم کمبودهای ما را مرتفع سازد.

هشتم: ما فهرستی از نام کسانی را که آزار داده بودیم، تهیه کردیم و خواستار شدیم که برای تمام آنها جبران خسارت کنیم.

نهم: به طور مستقیم در هر کجا که امکان داشت- از افرادی که به آنها آزار رسانده بودیم- جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران زیان وارد کند.

دهم: ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم، سریعا آن را پذیرفتیم.

یازدهم: ما از راه دعا و مراقبه جویای بهتر ساختن رابطه آگاهانه خود با خداوند- بدانگونه که او را درک میکردیم- شدیم و دعا کردیم فقط برای آگاهی از اراده او برای خودمان و قدرتی که آن را به انجام رسانیم.

دوازدهم: ما با یک بیداری- که در نتیجه این قدمها یافتیم- سعی کردیم این پیام را به پرخوران برسانیم و این اصول را در تمام امور خود به اجرا درآوریم.

سنتهای دوازدهگانه پرخوران گمنام

اول: منافع مشترک ما در راس قرار دارد و بهبودی شخصی بستگی به وحدت پرخورانگمنام دارد.

دوم: در رابطه با هدف گروه ما، فقط یک مرجع نهایی وجود دارد؛ خداوندی مهربان که حضور خود را از طریق وجدان گروه ما بیان میکند. رهبران ما خدمتگزاران مورد اعتماد ما هستند؛ آنها حکومت نمیکنند.

سوم: تنها لازمه عضویت در انجمن پرخوران گمنام، اقدام به قطع خوردن اجباری است.
چهارم: هر گروه باید مستقل باشد، به استثنای مواردی که بر دیگر گروهها یا پرخورانگمنام در کل اثر بگذارد.

پنجم: هر گروه فقط یک هدف اصلی دارد؛ رساندن پیام پرخوری که هنوز در عذاب است.

ششم: یک گروه پرخوران گمنام هرگز نباید هیچ موسسه مرتبط یا سازمان انتفاعی خارجیای را مورد تأیید قرار دهد، در آنها سرمایهگذاری مالی کند یا نـــــام پرخوران گمنام را به آنها به عاریت دهد زیرا ممکن است مسائل پولی، مالکیت یا شهرت ما را از هدف اصلی خود منصرف سازد.

هفتم: هر گروه پرخوران گمنام باید متکی به خود باشند و نباید از خارج، کمک مالیای دریافت کنند.

هشتم: پرخوران گمنام باید برای همیشه غیرحرفهای باقی بمانند اما مراکز خدماتی ما میتواند کارمندان مخصوص استخدام کند.

نهم: پرخوران گمنام تحت این نام نباید هرگز سازماندهی شوند اما میتوانیم هیأتهای خدماتی و کمیتههایی ایجاد کنیم که مستقیما در برابر کسانی کـــه به آنها خدمت میکنند، مسئول باشند.

دهم: پرخوران گمنام هیچ عقیدهای در مورد موضوعات خارجی ندارند بنابراین نام پرخوران گمنام هرگز نباید به بحث اجتماعی کشیده شود.

یازدهم: خط مشی روابط عمومی ما بر اصول جاذبه است تا تبلیغ. ما همیشه نیاز داریم گمنامی شخصی را در مطبوعات، رادیو و فیلم حفظ کنیم.

دوازدهم: گمنامی اساس روحانی تمام سنتهای ماست و همیشه یادآور این است که اصول را به شخصیتها ترجیح دهیم.

* شرکت در جلسات رایگان است

نکتهای که مایلیم بر آن تاکید کنیم این است که حضور در جلسات OA کاملا رایگان است و ما هیچگونه حق عضویتی از اعضا دریافت نمیکنیم. مسئول اطلاعرسانی انجمن پرخوران گمنام در پایان خاطرنشان کرد: شرکت در جلسات OA برای همه افراد فارغ از سن، مذهب، نژاد و جنسیت آزاد است و هر کس به حضور در این جلسات تمایل دارد میتواند برای دریافت اطلاعات تکمیلی به سایت oair. ir مراجعه نماید یا با شمارههای 09109796125، 09109796123تماس حاصل کند.

* علل عمیق و پیچیده روانی موجب اختلال در خوردن

دکتر توران سجادی، روانپزشک و روانکاو درباره علل و ریشههای روانی پرخوری به «کسب و کار» گفت: پرخوری بیاختیار در علوم روانشناسی و روانپزشکی زیرمجموعه اختلالات خوردن قرار میگیرد و این اختلال، مانند بسیاری از رفتارهای افراطی دیگر صرفا یک رفتار تغذیهای نادرست نیست بلکه ریشههای عمیق و پیچیدهای در افکار، احساسات و باورهای منفی فرد دارد.

وی افزود: بیمار مبتلا به پرخوری بیاختیار، به صورتی غیر ارادی در مواجهه با هیجانات منفی و حتی مثبت زندگی به جای درک درست این هیجانات و ایجاد یک الگو و مکانیسم رفتاری سالم برای روبهرو شدن با آنها، به غذا خوردن پناه میبرد و این کار چنان به الگوی رفتاری وی تبدیل میشود که کنترلی بر خوردن خود نمیتواند اعمال کنند. پرخوری بهطور موقت احساس ترس، درماندگی، خشم، افسردگی، کمبود عزت نفس، کمبود محبت و بسیاری از احساسات منفی را در فرد مبتلا از بین میبرد اما تمام این احساسات منفی با تداوم پرخوری با شدت بیشتری رشد میکنند و فرد را از ارتباط منطقی با واقعیتهای زندگی بازمیدارند.

* گروه درمانی آثار و نتایج مثبتی دارد

این روانپزشک و روانکاو، با اشاره به شکلگیری تلاشهایی برای گروه درمانی بیمارانی که بیماری آنها ریشههای روانی دارد، اظهار کرد: بهطور مشخص، نشستهایی که در آن افرادی که به بیماری پرخوری خود اذعان دارند گرد هم میآیند و تجربیات و احساسات خود را با یکدیگر به مشارکت میگذارند، بیتردید اثرات درمانی دارد.

* خسارتهای سنگین اقتصادی و اجتماعی پیامد معضل پرخوری

به گزارش صبحانه، دکتر علیاکبر زارع، متخصص تغذیه بر این باور است که درمانهای روانی مکمل رژیمهای غذایی و روشهای تغذیهای هستند و رواج جلسات گروه درمانی میتواند به بهبود وضعیت تغذیه و سلامت افراد مبتلا به پرخوری کمک کند.

این کارشناس با اشاره به بودجه هنگفتی که همه ساله در جهان صرف درمان بیماریهای ناشی از پرخوری و چاقی میشود به «کسب وکار»، گفت: شاید رسیدن به اجماع برای تعریف پرخوری کمی دشوار باشد اما به هر حال چاقی که عارضه اصلی پرخوری است پنجمین عامل مرگ زودرس در جهان به شمار میرود. افراد چاق حدود 7 سال و افراد بسیار چاق حدود 10 سال کمتر از افراد دیگر عمر میکنند. در ایران براساس آمار اخیر وزارت بهداشت 380 هزار نفر از مردم بر اثر چاقی و بیماریهای ناشی از آن جان خود را از دست میدهند. اگر لطمهای را که بر اثر تلفات و بیماریهای افراد چاق به اقتصاد کشورمان وارد میشود در کنار هزینههای درمانی این بیماریها قرار دهیم، ضرورت توجه به این معضل بیش از پیش مشخص میشود و این جدا از هزینههای اجتماعی یک معضل است.

* به جای تمرکز روی ترازو، ریشههای پرخوری را دریابیم

این در حالی است که درباره علتالعلل چاقی یعنی پرخوری اقدام درمانی مناسب و جامع که دربرگیرنده تمام جوانب این معضل باشد، نداریم و تلاشها بیشتر از آنکه به زیربناهای این معضل یعنی آنچه که موجب پرخوری میشود متمرکز باشد به برطرف کردن عوارض آن یعنی کاهش وزن معطوف است. در واقع ما به جای آنکه به انسانی که از بیماری پرخوری رنج میبرد توجه کنیم نگاهمان به عقربه ترازویی که این فرد روی آن ایستاده، خیره مانده است! فعالیت تشکلهایی همچون پرخوران گمنام در کشورمان اتفاق مثبتی است که باید آن را به فال نیک بگیریم تا ریشههای پرخوری و کلیه رفتارهای افراطی، همچون عوارض و نتایج آنها مورد درمان قرار گیرد و در آینده شاهد جامعه سالمتری باشیم.

- - , .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 21:37

صفحه بندی